خوابي تَر
بعد از مرگ
در گور
چشم هایت را نبند ...
بعد از مرگ
به باران بگو
زمستانی ببارد...
در آرزوی یک خواب ترَم ...
بر بالای صلیب بلندی
که در سوز باد ِ دی
بر بستر گیسوان بریده ی مادران
و خون ریخته ی پدرانم
می روید ...
در آرزوی یک خواب ترَم
با چشم هایی باز
و لبخندی گدازه گون
که همه بدانند
چگونه شرافتم را در خوابهایم می گریم ...!
در گور
چشم هایت را نبند ...
بعد از مرگ
به باران بگو
زمستانی ببارد...
در آرزوی یک خواب ترَم ...
بر بالای صلیب بلندی
که در سوز باد ِ دی
بر بستر گیسوان بریده ی مادران
و خون ریخته ی پدرانم
می روید ...
در آرزوی یک خواب ترَم
با چشم هایی باز
و لبخندی گدازه گون
که همه بدانند
چگونه شرافتم را در خوابهایم می گریم ...!
امیر بهادر طاهری
پنج شنبه 6 آبان 89
18:35
No comments:
Post a Comment