Monday, November 8, 2010

دایره ی نخبگان ؛ سورپرایز پارتی



یه روز سهیل یه چیزی فهمید،دوئید و دوئید تا به پدرام رسید فوری اون چیز رو به پدرام گفت پدرام چشاش برق زد و دوئید و دوئید تا به علیرضا رسید،همون چیز رو در گوش علیرضا گفت ،علیرضا بطری و استکان  رو ول کرد و دوئید و دوئید تا به خونه ی بهادر اینا رسید...در زد...بهادر خونه نبود...یه نامه نوشت و به بابای بهادر داد ...بابای بهادر از اونجا که خیلی شیطون بود نامه رو باز کرد...همین طور که می خوند و چشاش چهار تا می شد ، بهادر نفس نفس زنان از راه رسید ...نامه رو از باباش گرفت و نگاه کرد،صفحه سفید بود...فهمید که کار علیرضاست...رفت و با فندک کاغذ رو حرارت داد ...علیرضا با آب لیمو نوشته بود:" چار لیتری ها در خَطَرَن...بدو..." بهادر بلند داد زد:" فاک..."و دوئید و دوئید تا به انباری خونه قبلیشون رسید...در به راحتی باز نمی شد،بهادر داشت می رید تو خودش...با لگد در رو باز کرد..
یه صدای فش فش اومد ، یه چوب پنبه تق خورد طرف چپ سربهادر و کلی کف پاشید روش...
..." سورپرایز پارتی "...


بهادر از اون جا که داشت می رید تو خودش می خواد از پشت به  پدرام حمله کنه ولی وقتی ماست موسیر و چیپس و ماست و خیار و از همه مهمتر "چار لیتری ها" رو می بینه نا خود آگاه پاهاش سست می شه؛
همه با هم داد می زنن و خوشحالی می کنن و لگد می زنن در کون همدیگه ...صدای ضبط بلند می شه  و "sweet child o’ mine" پخش می شه...سهیل در حالی که لب و لوچش رو ور کشیده یه چیپس می زنه تو ماست موسیر و می بلعتش...علیرضا هم رو کاناپه ی انباری لم داده و پدرام هم  داره دنبال چوب پنبه ی اون شامپاین گرونه می گرده که زده تو سر بهادر...بهادر در حالی که لباسش رو در آورده از پله ها می آد پایین و می گه:"می دونین ما عین 4 تا عنصر اصلی می مونیم...جهان داره واسه ما می چرخه...گور بابای 7 میلیارد نفر دیگه " ،می زنه زیر خنده...سهیل استکان رو می ذاره زمین و می گه:"گور بابای 7 میلیارد دیگه"...پدرام که با تعجب نگاه می کنه ،حق به جانب می گه:"به جز یه نفر"...
بهادر:"7 میلیارد نفر تمام...نه یه نفر کم ،نه یه نفر زیاد..." و استکان رو سر می کشه و پشت بندش ماست و خیار می زنه...
علیرضا با تحکم تکرار می کنه :"به جز یه نفر"....



 ادامه دارد...

3 comments:

  1. بامزه بود . منتظر بقيه اش مي مونم امير عزيز موفق باشي هميشه

    ReplyDelete
  2. امیرجان ، توعلاوه بر مباحث علمی ،و شعر در داستان نویسی هم کم نظیری. امیوارم که روز به روز به موفقیت های بیشتر و بزرگی نایل بشی.قربونت برم.

    ReplyDelete
  3. بهادر جان خیلی عالیه بامزه و گرم نوشتی...

    ReplyDelete