این عصبیت ِ بی ملاحظه
این عصبیت ِ بی ملاحظه
این عصبیت ِ بی ملاحظه
شیره ی جانم را می مکد
و آنقدر با ناخن های شیشه ای
بر رگ های من می کوبد
که آخر فریاد مرگم در سرسرای جمجمه
به شکستن عهد
شکستن عهد سکوت....
امیر بهادر طاهری
بسيار بسيار زيباست . تبريك مي گم
ReplyDeleteچقدر عالیه واقعا لذت بردم ممنونم
ReplyDeleteمشتاق کارهای بعدیتان هستم
ReplyDelete