عید
از میان تپش های انگشتانم،پروانه ای رویید
که در کنج باغچه نشست...
و در کنج باغچه ماهی قرمز های عید
بر لبان نگهبانان شب بوسه زدند...
و در هوای انده آلود
در میان شیار های پوتین سربازی غم زده...
سبزه ای رویید
و در گوش من نجوا کنان که:
امیر بهادر طاهری
1388/12/17
2010/3/9
17:37
بسيار زيبا و فوق العاده است . تبريك مي گم
ReplyDeleteهر بار كه نوشته هات را مي خوانم بيشتر لذت مي برم
ReplyDeleteامیر خان ، علاوه بر دانش فراوان، قریحه بسیار شگفت انگیزی در شعر داری . بسیار زیبا و دلنشین و عمیق بود. منتظر نوشته های دیگرت هستیم.
ReplyDeleteچه تصویر فوق العادهای ساختید سرشار از احساس است شعرتان
ReplyDelete